تقدیم به همسر مهربانم
می خواستم از همین جا به عزیز ترین عزیز دنیا ( همسرم ) بگویم که خیلی دوستش دارم .


عزیز دل:* .
آنکس که درد عشق بداند اشکی بر این سخن بیفشاند: .
این سان که ذرّه های دل بی قرار من سر در کمند عشق تو،جان در هوای توست شاید محال
نیست که بعد از هزار سال، روزی غبار ما را،آشفته پوی باد در دوردست دشتی از دیده ها نهان،
بر برگِ ارغوانی، - پیچیده با خزان - یا پای جویباری، - چون اشک ما روان – پهلوی یکدیگر بنشاند!
ما را به یکدیگر برساند! .
عزیز دل:* .
آنکس که درد عشق بداند اشکی بر این سخن بیفشاند: .
این سان که ذرّه های دل بی قرار من سر در کمند عشق تو،جان در هوای توست شاید محال
نیست که بعد از هزار سال، روزی غبار ما را،آشفته پوی باد در دوردست دشتی از دیده ها نهان،
بر برگِ ارغوانی، - پیچیده با خزان - یا پای جویباری، - چون اشک ما روان – پهلوی یکدیگر بنشاند!
ما را به یکدیگر برساند! .
کسی که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بود
دیدمش عشق را تعارف به یک بیگانه کرد
عشق را الوده کرد !!!!!!!
او تمام هستی ام را محو یک عشق معنا گونه کرد جرم من این بود
تنها یک نگاه با چنین مجازاتی سنگین و سخت !
یک جدایی و اه ای تلخ این تناسب در کدامین جای دنیا بوده است
گر که تنها عاشقی جرم من است :
دوست دارم که من مجرمترین انسان این دنیا باشم
با سلام و عرض معذرت از تمام دوستانی که به من سر میزنند ......
برام دعا کنید چند وقته گرفتار شدم و نمیتونم به دوستان سر بزنم
امیدوارم تمام دوستان منو ببخشن ایشالله در اولین فرصت میام
و از خجالت همگی درمیام
دوستدار همگیتون بهار دختر تنهای تنها
بر خاک بخواب نازنين،تختی نيست.
آواره شدن ,حکايت سختی نيست.
از پاکی اشکهای خود فهميدم .
لبخند هميشه راز خوشبختی نيست .
همیشه انقدر ساده نرولااقل نگاهی به پشت سرت کن
شاید کسی پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد
می زند .....و تو هرگز او را ندیده ای.....
میدونم ، میدونم بر نمی گردی ، میدونم
قول میدم وقتی که نیستی عکست و بغل نگیرم
قول میدم روزی هزار بار واسه اشکات نمیرم
قول میدم وقتی که نیستی پای عشق تو نسوزم
قول میدم در انتظارت چشمام و به در ندوزم
میدونی که خیلی خستم ، میدونی دلم گرفته
میدونی دوریت عذابه، میدونی گریه ام گرفته
میدونم بر نمیگردی، میدونم رفتی که رفتی
دروغ بود هرچی میگفتی ! میدونم
همیشه تو مهربونی واسه این قلب شکسته
واسه این حس غریبم که فقط دل به تو بسته
بیا برگرد تا که قلبم تو رو از خونه نرونده
دیگه از اخر قصه حتی یک لحظه نمونده
قسمت نشد ببینمت خدانگهداری کنم
فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم
گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برام
گفتم صدات و نشنوم ندیده از پیشت برم
من میرم ولی باز تو بدون همیشه
یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه
گل من خوب میدونی بی تو تک و تنهام عزیزم
اگه تو نباشی میمیرم
سهم من از تو دوری تو لحظه های بیکسی
قشنگی قسمت ماست که ما بهم نمیرسیم
همیشه زنده میمونن یاد تو ترانه هام
من و ببخش اگه بازم اشکام چکید رو نامه هام
دیگه تموم شد فرصتم خاطره هام پیشت باشه
تموم خاطرات خوش ! خدانگهدارت باشه



و آنگاه که نقش بر سایه ی کبود خیال من می زند
خیال روزهای یاد تو
و قلب با تابش محزون عقل هم آواز می شود
بی قراری ام بیداد می کند
و حرف دل را
بر صفحه ی نانوشته ی روزگار حک می کنم
شعر را تولد می کنم
چه می دانم که شاید من نباشم
دلی دیگر به یاد دیگری رنگی ببازد
و شعری دیگر سراید
که آثارش بماند تا ابد در یادها
نمی دانم اگر بنویسم اینجا
به روی صفحه ی ننوشته ای
دری بر درد دیگر خواهم بست آیا؟
کلامم را که می بندم
به قالب های دل و قلب و رویا
سراسر رنگ می گیرد همه دردم
تراوش می کند عطر محزون چشمم
ولی آرام میگویم
که هرکس ننگرد بر روز و حال ناخوشم
دگر اکنون نمانده است دردی
که من جایش نگارم؟
این مطلب برای یکی از دوستانم است با اجازه ایشون
اشک ريختن واسه سبز چشات يه عادته.....دوري و نديدنت براي من مثال يک حکايته
فکر نکني حرف دلم براي تو شکايته.....کي گفته زندگي براي من بدون تو خيلي راحته
نکنه اون دل تو از دست دل من ناراحته.....مي دوني بدجوري اين دل من عاشقته؟
آرزوي من تو اين شبها وصال روي ماهته.....تنها مرهمم تواين روزها عکسهاي يادگاريته
گفته بودن يه روز دل شکستن و رفتن کارته.....رفتن تو اي عشق من نگفتي آخر قرارته
يکي به من بگه کجاي اين عدالته؟.....به من بگو امروز چرا دشمن من کنارته؟
نمیدونم چی باید بگم چی جوری باید بنویسم
اما امروز بهترین و زیبا ترین روز زندگی من بود
ولی حیف که لحظه ها زود گذرند و زود از بین میرن
کاش هیچ وقت زمان جلو نمی رفت
کاش همون جا که دیدمش ماشین زمان توقف می کرد
از عصری حالم بده
یه حس غریب
خیلی سخته کسی رو دوست داشته باشی و نتونی اونو داشته باشی
همون جمله معروف بدترین شکل تنهایی اینه که اونی که دوستش داری
بدونی هیچ وقت بهش نمیرسی
و این چقدر دردناکه
ولی من از همین جا برای هزارومین بار بهش میگم
من واقعا عاشقتم و میپرستمت
انقدر دوست دارم که اصلا قابل توصیف نیست درست مثل لحظه دیدنت
که اصلا هیچ وصفی نداره
من واقعا دوست دارم
واقعا دوست دارم
واقعا دوست دارم
من عاشقانه به تو و عشق تو وفادار خواهم ماند تا لحظه ای که برگردی و
منو از تنهایی در بیاری
همه کس من من تا اخر دنیا منتظرت میمانم
میدونم یه رو ز بر میگردی مثل همون حدسایی که میزدیم و درست در
میو مد
و ارزوی من امروز اینه که این ارزو به واقعیت بپیوندد و یه رو ز تو برگردی و
بخوای که باهم باشیم تا هرجا که تو بخوای بمونی باز
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در ان نیست
تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کرده ام
تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند تنهاست
تنهایی را دوست دارم زیرا ...........
در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست
و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد ..........
هوات و کردم دوباره ، بازم دلم تنگه برات
اگر چه دوری از دلم ، هنوزم میمیرم برات
امید من ، سنگ صبور ، باشه برو پیشم نیا
بزار که تنها بسوزم تو غربت دلتنگیام
نه اینکه عاشق نباشم نه اینکه دوست ندارم
میخوام تو اوج بی کسی سر روی شونت بزارم
زخم زبون و صبر من باور کن حدی داره
یه قلب خالی از امید آخه سوزوندن نداره
منی که حتی گریه هام واسه تو تکراری شده
تو حرف مردم رو نزن نگو که جات خالی شده
نگاه سردت هنوزم با خنده هات ضجرم میده
خدا خودت منو به این دربه دری عادت بده
باور نداری هنوزم عشق تو داغونم کنه
بخند به گریه های من شاید که آرومم کنه
بهش بگین دق میکنم دستاش تو دستام نباشه
تموم خاطراتمون نمک به زخمام میپاشه
بهش بگین که خاطه هاش آتیش به جونم می زنه
اسمونم زمین بیاد بگین ماله منه
تو لحظه های بی کسیم سهم من از تو دوریه
اگه صدام در نمیاد دلتنگی و صبوریه
هرروز غروب دلتنگتم دوباره تنها میشنم
هروقت که بارون می باره تو رو کنارم میبینم
هرورز و هرشب از خدا بدون فقط تو رو میخوام
نگو واست غریبه ام نگو که تو خوابت نمیام
بگو تو هم دوستم داری بگو که دلتنگم میشی
من فقط از خدا میخوام دوباره مهربون بشی
هرشب وقتی تنها میشم حس میکنم پیش منی
دوباره گریه م میگیره انگار تو اغوش منی
روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه
با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه
بارون میباره و تو رو دوباره پیشم میبینم
اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم
قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من
شبای جمعه که میاد بیای سر مزار من
دوباره باز یاد تو شد زمزمه نبودنم
ببین که عاقبت چی شد قصه با تو بودنم
خاک سر مزار من نشونی از نبودنت
دستای نامردم شهر چرا ازم ربودنت
به زیر خاکم و هنوز نرفتی از خیال من
غصه نخور ، سیاه نپوش ، گریه نکن برای من
دیگه فقط ارزومه بارون بباره رو تنم
دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم
بارون میباره و تو رو دوباره پیشم میبینم
اشک تو چشمام حلقه میشه دوباره تنها میشینم
دیگه فقط ارزومه بارون بباره رو تنم
رو سنگ قبرم بنویس تنها ترین تنها منم
اسوده دلان را غم شوریده سران نیست
این طایفه را غصه رنج دگران نیست
باری اگر هست ببینید
این ملک اقامتگه ما رهگذران نیست .......................!!!!!!!!!!
بی تو این روزای روشن واسه من تاریک و تار
وقتی بی تو تک و تنهام زندگیم معنا نداره
از همون روزی که رفتی دل به هیچ کسی ندادم
فکر می کردم میرسی یه روز تو بی کسیم بدادم
گفتن لحظه ی اخر واسه من هنوز سواله
دیدن دوباره تو فقط تو خواب و خیاله
لحظه اخر تو توی فلب من می مونه
هیچکی مثله من بلد نیست قدر چشمات و بدونه
رفتی و چشمای خیست یادگاری از تو مونده
بی وفاییات هنوزم تو رو از دلم نرونده
چشم براه تو میمونم تا که برگردی دوباره
می ترسم وقتی نباشی دل من طاقت نیاره
گفتن لحظه اخر واسه من هنوز سواله
دیدن دوباره تو توی خواب و خیاله
رفتی اما خاطراتت توی قلب من میمونه
هیچکی مثله تو بلد نیست دلم و بسوزونه
تا وقتی که زنده هستم چشم براه تو میمونم
تو دیگه رفتی که رفتی نمیای پیشم دوباره
اما هرکجا که هستی منو تو دلت نگه دار
با چشمای خیس و گریون من میگم خدانگهدار ........